پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

ای ماه و خور از آینه داران جمالت

طوبی خجل از جلوه نو خیز نهالت

حقا که فراموش کند چشمه حیوان

گر خضر چشد جرعه ای از جام زلالت

نه حوری و غلمان تو کدامی که ندیدم

حورا بجمال تو و غلمان بخصالت

شیرین تر از آنی که بگویند حدیثت

زیبا تر از آنی که نگارند مثالت

اسباب پریشانی عشاق شده جمع

پیوسته بهم کاکل و زلف خط و خالت

در جیب نسیم ار نبود نافه از آنزلف

ایدل که گشاید زصبا یا که شمالت

شسته است سرشک از نظرم نقش دو عالم

حاشا که بشوئیم زدل نقش خیالت

من شبنم تو چشمه خورشید جهان سوز

هیهات که اندیشه توان کرد وصالت

دوران که بود بنده فرمان بر کویت

امکان چه بود مظهر آثار جلالت

جبریل نگهدار قدم منزل عشق است

ترسم که بسوزد زشعاعش پر و بالت

گر خود نکنی وصف خود از خامه قدرت

کی و هم فرومایه برد ره بکمالت

آشفته گر از فرقت خورشید بنالی

چون ابر همه خلق بگریند بحالت

چون عمر به بیهوده رود مدح علی گوی

آن به که شود صرف در این ره مه وسالت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰دانی چه تمیز است میان تن و جانت
  2. شمارهٔ ۲۵۱عشق است که بر درد دل خسته طبیب است
  3. شمارهٔ ۲۵۲نقش رخ یار سرو قامت
  4. شمارهٔ ۲۵۳تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست
  5. شمارهٔ ۲۵۴چون کنم با سر که سامانیم نیست
  6. شمارهٔ ۲۵۵تا چمن پیرایه از گلهای صحرائی ببست
  7. شمارهٔ ۲۵۶مرا جز عشق و سودای تو دین نیست
  8. شمارهٔ ۲۵۷آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.