پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

تا چمن پیرایه از گلهای صحرائی ببست

آه بلبل ره بگلچین و تماشائی ببست

لاجرم از لوح دیده شست نقش دیگران

تا که مجنون در ضمیرش نقش لیلائی ببست

دیده بگشودم نیفتم تا بدام مهوشان

دست عشق آمد برون و چشم بینائی ببست

صورتی منظور بودش خامه صنع ازل

زاین همه صورت که براین طاق مینائی ببست

اندر این ره دین و دل بر عارف و عامی نماند

راه تا بر دین و دل آن ترک یغمائی ببست

عاشق و مستور حاشا پرده پرهیز چیست

عشق اول عهد الفت را برسوائی ببست

چشم شوخم در طلب رسم نظربازی گرفت

تا که دل پیمان بآن دلدار هر جائی ببست

طالب دینند و دنیا عارف و عامی ولی

عاشق تو دیده از دنیی و دنیائی ببست

نیست هیچ آشفته اما همچو خار بوستان

خویش را بر حضرت بیچون مولائی ببست

آینه دار آزل آن پرده دار سر حق

کو بکثرت خویش را بر تار یکتائی ببست

آن که با یاد خدا خود را نمی دیدی بچشم

گرچه بر خود کسوت و رخت خودآرائی ببست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت
  2. شمارهٔ ۲۵۸تو را که یوسف اندر چهِ زنخدان است
  3. شمارهٔ ۲۵۹بدل رسید سحر پیکی از دیار محبت
  4. شمارهٔ ۲۶۰از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست
  5. شمارهٔ ۲۶۱زعمر رفته دارم بس ندامت
  6. شمارهٔ ۲۶۲ممکنی را گرچه ممکن چاره ای در کار نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۳اگر نه ذره‌ای از مهر روی معشوقست
  8. شمارهٔ ۲۶۴سرو و گل گوئی از چمن برخاست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.