پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

بدل رسید سحر پیکی از دیار محبت

که روزگار نوی یافت از بهار محبت

چو کیمیای نظر کرد زر مس عشاق

فزود صیرفی عشق بر عیار محبت

فشاند رشحه چو ابر بهار عشق ببستان

شکفت صد گل خوش رنگ و بو زخار محبت

سری نماند که با صولحان چو گونه ربودش

سمند تاخت بمیدان چو شهسوار محبت

تنور وش زچه رو زآتشش درون همه تفتید

اگر نه لاله باغ است داغدار محبت

زباغ عشق نچیند کسی بجز گل خونین

که بوی خون شنوم من زلاله زار محبت

گدای شهر دهد تاج اعتبار بسلطان

عجب چه میکنی اینها زکار و بار محبت

زفیض سر ازل سربلند شد منصور

نه هر سری بجهان شد سزای دار محبت

غبار قافله مصر کحل دیده یعقوب

مرا بدیده جان سرمه شد غبار محبت

ببین که با همه جاوید زیستن بزمانه

خضر برد بجهان رشک روزگار محبت

بود زلؤلؤ شهوار تاج بر سر سلطان

زتیغ تاج بسر داشت تاجدار محبت

علی ولی ازل تاجدار کشور وحدت

که نقد حب وی افزود اعتبار محبت

زپرده صوفی مجلس پی سماع درآید

اگر که زخمه زند مطربی بتار محبت

زکاینات شد آشفته ناامید همه عمر

بغیر آنکه بماندم امیدوار محبت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱زعمر رفته دارم بس ندامت
  2. شمارهٔ ۲۶۲ممکنی را گرچه ممکن چاره ای در کار نیست
  3. شمارهٔ ۲۶۳اگر نه ذره‌ای از مهر روی معشوقست
  4. شمارهٔ ۲۶۴سرو و گل گوئی از چمن برخاست
  5. شمارهٔ ۲۶۵ساقیا می که سلخ شبان است
  6. شمارهٔ ۲۶۶بمددکاری عشقت زهوس شاید رست
  7. شمارهٔ ۲۶۷عکس ساقی بقدح نه می گلگون پیداست
  8. شمارهٔ ۲۶۸این فتنه که چشم تو برانگیخت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.