پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات

۱,۰۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها
  2. شمارهٔ ۲ خیال آن‌ قد رعنا شگفته کرد مرا
  3. شمارهٔ ۳ ز حد بردی به ما جور و جفا را
  4. شمارهٔ ۴ خوش‌نگاهان بس که شوخ افتاد مژگان شما
  5. شمارهٔ ۵ آب گردید دل و از نظر افتاد مرا
  6. شمارهٔ ۶ سیه کرد از تغافل بس‌که چشمش روزگار ما
  7. شمارهٔ ۷ چرا در گریه آوردی چو من آزرده‌جانی را
  8. شمارهٔ ۸ مکن‌ بی‌‌جا به کوی خود چو من بی‌خانمانی را
  9. شمارهٔ ۹ دلا نمی‌شنوم از دو شب فغان تو را
  10. شمارهٔ ۱۰ بسیار کردم با غم مدارا
  11. شمارهٔ ۱۱ شب‌ها ز شور گریه نیاسوده‌ایم ما
  12. شمارهٔ ۱۲ بتان ز بس‌که به دل خانه کرده‌اند مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ گاهی به درد من نرسیدی چه شد تو را
  14. شمارهٔ ۱۴ مده یا رب دل بیمار کس را
  15. شمارهٔ ۱۵ تا کی خرد ز وسوسه در خون کشد مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ ابر گرید به اشکباری ما
  17. شمارهٔ ۱۷ ز حد گذشت شب هجر بس که زاری ما
  18. شمارهٔ ۱۸ عشق تو چنان گرفت ما را
  19. شمارهٔ ۱۹ پرورد گرچه عشق به خون جگر مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ یار تا از نظر افکند مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ به گریه‌ای که ندارد اثر چه‌کار مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ به زاری سپردم چنان بی‌تو جان را
  23. شمارهٔ ۲۳ محفل‌افروز بکن جلوهٔ یغمایی را
  24. شمارهٔ ۲۴ یا به من ده دل غمین مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ یار از حد گذرانید خودآرایی را
  26. شمارهٔ ۲۶ غم چه استاده‌ای تو بر در ما
  27. شمارهٔ ۲۷ هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما
  28. شمارهٔ ۲۸ ناله چون می‌کشم از شعف برد باد مرا
  29. شمارهٔ ۲۹ تیرگی‌های روزگار مرا
  30. شمارهٔ ۳۰ بود در زندان غم یک عمر هم‌شیون مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ مده از کف دل گداخته را
  32. شمارهٔ ۳۲ ساختم جمع ز بس بی‌سروسامانی را
  33. شمارهٔ ۳۳ عشق آوَرد در کمند مرا
  34. شمارهٔ ۳۴ از ناله سوختیم دل زار خویش را
  35. شمارهٔ ۳۵ سیل کی شد دچار گریهٔ ما
  36. شمارهٔ ۳۶ رحم بر حالم نداری، گریه می‌آید مرا
  37. شمارهٔ ۳۷ ملک دل زیر و زبر شد پادشاه من بیا
  38. شمارهٔ ۳۸ داغ گردیدم از جدایی‌ها
  39. شمارهٔ ۳۹ تا چند کند زیر و زبر کشور دل را
  40. شمارهٔ ۴۰ در شور آور هزارها را
  41. شمارهٔ ۴۱ سبک ز بند گران زمانه بیرون آ
  42. شمارهٔ ۴۲ ما سپردیم یار جانی را
  43. شمارهٔ ۴۳ غم به من دست و گریبان شد، نمی‌پرسی مرا
  44. شمارهٔ ۴۴ با اثر یافت چون فغان مرا
  45. شمارهٔ ۴۵ تا گرفته است غم عشق گریبان ما را
  46. شمارهٔ ۴۶ گو کشد آن نگاه تیز مرا
  47. شمارهٔ ۴۷ ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا
  48. شمارهٔ ۴۸ رفت دل در غمت ز دست مرا
  49. شمارهٔ ۴۹ ای کرده خون فراق توام در جگر بیا
  50. شمارهٔ ۵۰ آن‌که این دل حواله کرد مرا
  51. شمارهٔ ۵۱ ای دل نهفته دار غم یار خویش را
  52. شمارهٔ ۵۲ تا خون به ایاغ نیست ما را
  53. شمارهٔ ۵۳ کردیم ضبط گریهٔ غماز خویش را
  54. شمارهٔ ۵۴ شوخی ز نظر گذشت ما را
  55. شمارهٔ ۵۵ ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا
  56. شمارهٔ ۵۶ از شگفتی‌ها چه می‌پرسی من دلگیر را
  57. شمارهٔ ۵۷ در قفس بسیار ناشادیم ما
  58. شمارهٔ ۵۸ سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را
  59. شمارهٔ ۵۹ ای کرده تباه کار ما را
  60. شمارهٔ ۶۰ دو روزه دوریِ آن یار جانی می‌کشد ما را

متن اشعار به نقل از گنجور.