پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها

رفته در هر گوشه‌ای زان سازها آوازها

مه‌جبینان جبهه‌سا بر آستانت از نیاز

نازنینان بر درت از سر نهاده نازها

در هوای اوج توحید تو از کف می‌رود

طائران قدس را سررشتهٔ پروازها

نیست عکس شاهد عرفان تو صورت‌پذیر

فکر گو آیینهٔ خود را کند پروازها

گرچه اسرارت بسی گفتند از طال‌اللسان

همچنان هستند لیکن سر به‌مهر آن رازها

راه بی‌انجام حمدت سر چو کردند اهل فکر

کرد در اول قدم گم خویش را آغازها

پَر نیارد زد به گرد صیدگاهِ حمد تو

می‌کند هر چند شاهینِ خرد، اندازها

صید کردن، مرغ حمدت را نه کار چون منی‌ست

کمترند از صَعوه‌ای در چنگ او، شهبازها

از رگ و پی بنده واقف نی همین در ناله است

ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ز حد بردی به ما جور و جفا را
  2. شمارهٔ ۴خوش‌نگاهان بس که شوخ افتاد مژگان شما
  3. شمارهٔ ۵آب گردید دل و از نظر افتاد مرا
  4. شمارهٔ ۶سیه کرد از تغافل بس‌که چشمش روزگار ما
  5. شمارهٔ ۷چرا در گریه آوردی چو من آزرده‌جانی را
  6. شمارهٔ ۸مکن‌ بی‌‌جا به کوی خود چو من بی‌خانمانی را
  7. شمارهٔ ۹دلا نمی‌شنوم از دو شب فغان تو را
  8. شمارهٔ ۱۰بسیار کردم با غم مدارا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.