پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

با اثر یافت چون فغان مرا

باغبان سوخت آشیان مرا

خوش‌نگاهان به گردش چشمی

سرمه کردند استخوان مرا

تیر بر استخوان غیر مزن

مکن آشفته مغز جان مرا

داستانم نوشتنی است، خبر

برسانید دوستان مرا

ناله گفتم کند هواداری

داد بر باد خانمان مرا

به چه نام و نشان توان جستن

دل بی‌نام و بی‌نشان مرا

نازک آن طبع و من سخن‌گستاخ

ای ادب مهر کن دهان مرا

سر چو سودم بر آستانش گفت

که مفرسای آستان مرا

صَدمهٔ عشقِ حسنِ گندم‌گون

کرد جوکوب استخوان مرا

طبع آن نازک دشمن گستاخ

ای ادب مهر کن دهان مرا

بس‌که گلگون اشک شوخ افتاد

برد واقف ز کف عنان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶گو کشد آن نگاه تیز مرا
  2. شمارهٔ ۴۷ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا
  3. شمارهٔ ۴۸رفت دل در غمت ز دست مرا
  4. شمارهٔ ۴۹ای کرده خون فراق توام در جگر بیا
  5. شمارهٔ ۵۰آن‌که این دل حواله کرد مرا
  6. شمارهٔ ۵۱ای دل نهفته دار غم یار خویش را
  7. شمارهٔ ۵۲تا خون به ایاغ نیست ما را
  8. شمارهٔ ۵۳کردیم ضبط گریهٔ غماز خویش را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.