پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

آن‌که این دل حواله کرد مرا

همدم آه و ناله کرد مرا

دوری آن جوان به یک هفته

پیر هفتادساله کرد مرا

برد عشقم شبی به مهمانی

به بلا هم‌نواله کرد مرا

شوخ یک چشم ساقی دارم

مست از یک پیاله کرد مرا

نگهی التماس ازو کردم

به تغافل حواله کرد مرا

می‌روم دل گرفته از در تو

می‌توان استماله کرد مرا

داغ‌ها از دلم ز بس‌که شگفت

روکش باغ لاله کرد مرا

خجلت دل‌فسردگی واقف

آب مانند ژاله کرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲تا خون به ایاغ نیست ما را
  2. شمارهٔ ۵۳کردیم ضبط گریهٔ غماز خویش را
  3. شمارهٔ ۵۴شوخی ز نظر گذشت ما را
  4. شمارهٔ ۵۵ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا
  5. شمارهٔ ۵۶از شگفتی‌ها چه می‌پرسی من دلگیر را
  6. شمارهٔ ۵۷در قفس بسیار ناشادیم ما
  7. شمارهٔ ۵۸سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را
  8. شمارهٔ ۵۹ای کرده تباه کار ما را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.