پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

ای کرده تباه کار ما را

بر هم زده روزگار ما را

ای سر تا پا نمک کجایی

دریاب دل فگار ما را

نتوان به رفو درست کردن

پیراهن تارتار ما را

مردیم ز رشک داغ لاله

این سوخته ساخت کار ما را

آهسته رو ای صبا به کویش

بر باد مده غبار ما را

این داغ که می‌بریم در خاک

گلزار کند مزار ما را

بر دوش کشد ز روی تعظیم

گل غاشیهٔ سوار ما را

بر وعدهٔ آمدن وفا کن

ضایع مکن انتظار ما را

بی‌شیون خانه‌ای نیابی

گر سیر کنی دیار ما را

نی خُم، نه سبو، نه شیشه، نی جام

نشکست کسی خمار ما را

واقف آه این چه نوحه کردی

بردی صبر و قرار ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱آفت مرساد داغ ما را
  2. شمارهٔ ۶۲برده ‌است گریه چون موج از دست من عنان را
  3. شمارهٔ ۶۳سبز کردم به گریه هامون را
  4. شمارهٔ ۶۴باز آ و تسلّی بده این دل نگران را
  5. شمارهٔ ۶۵عشق تو ز ما ستاند ما را
  6. شمارهٔ ۶۶سپند آتشین‌جانم ندارم پایداری‌ها
  7. شمارهٔ ۶۷همین‌جا کنم رام دلدار خود را
  8. شمارهٔ ۶۸در نظر چون سایهٔ شمشاد می‌آید مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.