پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

عشق تو ز ما ستاند ما را

داد و ستدی نماند ما را

در عشق صبا رقیب باشد

بوی تو خدا رساند ما را

فریاد که آن لب شکرریز

بر زخم نمک فشاند ما را

عشق آمد و رفت و روب ما کرد

در خانه خسی نماند ما را

ضد شکر که دل طپیدن آخر

در پهلوی او نشاند ما را

هرگز نرود ز یاد آن سرو

خوش ریشه به دل دواند ما را

آزاد ز غم شدیم واقف

آن شوخ چو بنده خواند ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷همین‌جا کنم رام دلدار خود را
  2. شمارهٔ ۶۸در نظر چون سایهٔ شمشاد می‌آید مرا
  3. شمارهٔ ۶۹گریبان گر نباشد چاک می‌سازیم دامان را
  4. شمارهٔ ۷۰بس‌که فکر دهنت ساخته دلگیر مرا
  5. شمارهٔ ۷۱گر خاک آستانت بخشد به من سراپا
  6. شمارهٔ ۷۲مژه‌اش تا به دل خلید مرا
  7. شمارهٔ ۷۳فتاده است به اطفال اشک کار مرا
  8. شمارهٔ ۷۴دید تا ثابت‌قدم بر جادهٔ سودا مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.