پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

دید تا ثابت‌قدم بر جادهٔ سودا مرا

برندارد یک نفس زنجیر سر از پا مرا

بی‌تو ای نور نظر با آن‌که شمع افروختم

خانه تاریک است همچون چشم نابینا مرا

حیف تیغ این جفاجویان دم آبم نزد

شوربختی تشنه‌لب می‌دارد از دریا مرا

گشت از تدبیر افزون وحشتِ دیوانه‌ام

بخت بد بین موج شد زنجیر و برد از جا مرا

شکر فیض چشمه‌سار فقر چون گویم کزان

خورده‌ام آبی که دل شد سرد از دنیا مرا

گرد راهم را نشاند از گریهٔ شادی غزال

شوخی چشم که کرد آوارهٔ صحرا مرا

طاقت خودداری‌ام از ناتوانی‌ها گذشت

گر پرد چشمم برد همچون شرار از جا مرا

سخت می‌لرزم به خود واقف از ین سنگین‌دلان

طبع نازک در خطر انداخت چون مینا مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶مگْذر ای سیل شتابان ز در خانهٔ ما
  2. شمارهٔ ۷۷کرده جا غم به صدر خانهٔ ما
  3. شمارهٔ ۷۸همچو بی‌دردان نه گل چیدن هوس باشد مرا
  4. شمارهٔ ۷۹ز تار زلف به زنجیر کرده‌اند مرا
  5. شمارهٔ ۸۰به سویم رو نیاری، بختِ برگردیده‌ای گویا
  6. شمارهٔ ۸۱عجایب رونقی دادم من سرگشته سودا را
  7. شمارهٔ ۸۲دردمند از کوچهٔ دلدار می‌آییم ما
  8. شمارهٔ ۸۳از درد دلم خون شد تا باد چنین بادا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.