پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

کرده جا غم به صدر خانهٔ ما

عیش بنشین بر آستانهٔ ما

شده از دولت ترانهٔ ما

قبلهٔ بلبل آستانهٔ ما

یار رنجید دل کجایی تو

که میانجی شوی میانهٔ ما

عندلیبان باغ تجریدیم

زیر بال است آشیانهٔ ما

ما از آن تن به بی‌کسی دادیم

که کسی نیست در زمانهٔ ما

راست گویی خدنگ یار چرا

راه چپ ‌کرده از نشانهٔ ما

بس‌که دارد صفا چو آیینه

قابل دیدن است خانهٔ ما

در قفس از تغافل صیّاد

نیست جز اشک آب و دانهٔ ما

از تو دور ای بهشت دیده و دل

دوزخ آتش برد ز خانهٔ ما

آتش ما نمی‌شود خاموش

می‌فتد از زبان زبانهٔ ما

خویش را زودتر رسان ای سیل

چشم بر راه توست خانهٔ ما

آمد از سوز آن سپند به رقص

چشم بد دور از ترانهٔ ما

بوی معشوق می‌دهد چون سیب

واقف از رنگ عاشقانهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹ز تار زلف به زنجیر کرده‌اند مرا
  2. شمارهٔ ۸۰به سویم رو نیاری، بختِ برگردیده‌ای گویا
  3. شمارهٔ ۸۱عجایب رونقی دادم من سرگشته سودا را
  4. شمارهٔ ۸۲دردمند از کوچهٔ دلدار می‌آییم ما
  5. شمارهٔ ۸۳از درد دلم خون شد تا باد چنین بادا
  6. شمارهٔ ۸۴نیست می در کار رنگ آن رخ پر نور را
  7. شمارهٔ ۸۵هواداری ندارم تا براندازد حجابش را
  8. شمارهٔ ۸۶دامن‌کشان به دشت بلا می‌برد مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.