پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

دو روزه دوریِ آن یار جانی می‌کشد ما را

بیا ای مرگ ورنه زندگانی می‌کشد ما را

فریب وعدهٔ آن بی‌وفا خوردم از این غافل

که عیّار است، وَز لطفِ زبانی می‌کشد ما را

به فکر کشتن ما روز و شب بهر چه می‌گردی

تو بنشین ای فلک، فارغ، فلانی می‌کشد ما را

بوُد آیین خوبان کشتن عاشق ز بی‌مهری

قیامت بین که او از مهربانی می‌کشد ما را

فریب آسمان کی می‌خورم این قصّه معلوم است

که گر خوانَد به رسم میهمانی می‌کشد ما را

غلط گویند این کز شیب نسیان می‌شود غالب

به پیری یاد ایام جوانی می‌کشد ما را

تو در روز وصال آن به که ما را زنده بگذاری

شب هجران به آیینی که دانی می‌کشد ما را

در آن محفل که همچون شمع هرکس گرم گفتار است

ببین قسمت که داغ بی‌زبانی می‌کشد ما را

تو ما را بر غلط ناقابلِ کشتن گمان بردی

چنین باشد ولی این بدگمانی می‌کشد ما را

تلّون بس‌که دارد طبع ناز دلبران واقف

گهی از لطف و گه از سرگرانی می‌کشد ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲برده ‌است گریه چون موج از دست من عنان را
  2. شمارهٔ ۶۳سبز کردم به گریه هامون را
  3. شمارهٔ ۶۴باز آ و تسلّی بده این دل نگران را
  4. شمارهٔ ۶۵عشق تو ز ما ستاند ما را
  5. شمارهٔ ۶۶سپند آتشین‌جانم ندارم پایداری‌ها
  6. شمارهٔ ۶۷همین‌جا کنم رام دلدار خود را
  7. شمارهٔ ۶۸در نظر چون سایهٔ شمشاد می‌آید مرا
  8. شمارهٔ ۶۹گریبان گر نباشد چاک می‌سازیم دامان را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.