پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

سبز کردم به گریه هامون را

ساختم شاد روح مجنون را

در دل از گریه خون نماند اکنون

از جگر قرض می‌کنم خون را

گردش چشم یار را نازم

کرده معزول دور گردون را

لاله‌ای نیست چون دل داغم

کرده‌ام سیر کوه و هامون را

بر سرش بست آشیان گویی

نخل پیداست مرغ مجنون را

ساده بوده است نامه‌ام واقف

گریه رنگین نمود مضمون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵عشق تو ز ما ستاند ما را
  2. شمارهٔ ۶۶سپند آتشین‌جانم ندارم پایداری‌ها
  3. شمارهٔ ۶۷همین‌جا کنم رام دلدار خود را
  4. شمارهٔ ۶۸در نظر چون سایهٔ شمشاد می‌آید مرا
  5. شمارهٔ ۶۹گریبان گر نباشد چاک می‌سازیم دامان را
  6. شمارهٔ ۷۰بس‌که فکر دهنت ساخته دلگیر مرا
  7. شمارهٔ ۷۱گر خاک آستانت بخشد به من سراپا
  8. شمارهٔ ۷۲مژه‌اش تا به دل خلید مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.