شمارهٔ ۶۱
آفت مرساد داغ ما را
یعنی چشم و چراغ ما را
بر هم مزن ای نسیم آن زلف
آشفته مکن دماغ ما را
ما گمشدگانِ دست عشقیم
ای خضر مکن سراغ ما را
روشن از ماست دودهٔ عشق
دامن نزنی چراغ ما را
واقف از شغل ناله بس کن
بر باد مده فراغ ما را
آفت مرساد داغ ما را
یعنی چشم و چراغ ما را
بر هم مزن ای نسیم آن زلف
آشفته مکن دماغ ما را
ما گمشدگانِ دست عشقیم
ای خضر مکن سراغ ما را
روشن از ماست دودهٔ عشق
دامن نزنی چراغ ما را
واقف از شغل ناله بس کن
بر باد مده فراغ ما را
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.