پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

تا خون به ایاغ نیست ما را

دل نیست دماغ نیست ما را

ای ناله مقصّریم از تو

کز گریه فراغ نیست ما را

یک لخت جگر به‌سان لاله

بی‌بهره ز داغ نیست ما را

از ما احوال دل چه پرسی

بگذار دماغ نیست ما را

واقف شب‌ها ز پرتو داغ

حاجت به چراغ نیست ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴شوخی ز نظر گذشت ما را
  2. شمارهٔ ۵۵ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا
  3. شمارهٔ ۵۶از شگفتی‌ها چه می‌پرسی من دلگیر را
  4. شمارهٔ ۵۷در قفس بسیار ناشادیم ما
  5. شمارهٔ ۵۸سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را
  6. شمارهٔ ۵۹ای کرده تباه کار ما را
  7. شمارهٔ ۶۰دو روزه دوریِ آن یار جانی می‌کشد ما را
  8. شمارهٔ ۶۱آفت مرساد داغ ما را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.