پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا

پیِ ‌دل گم ‌شده‌ام، آه مجویید مرا

ناصحان روی شما باز خدا نَنْماید

مانع از دیدن آن روی نکویید مرا

از دهانش که چنین تنگ‌دلم می‌دارد

بوسه‌ای گر طلبم هیچ مگویید مرا

وه چه خوش گفت غریبی به سگان کویش

که شما جمله به‌جای کس و گویید مرا

گل دیوانگی‌ام رسته ز خاک مجنون

هوس عشق اگر هست ببویید مرا

کار من بازگذارید به ابر رحمت

همنشینان ز پس مرگ مشویید مرا

آگه از راز دهان و کمر یار شدم

بعد از این واقف اسرار بگویید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷در قفس بسیار ناشادیم ما
  2. شمارهٔ ۵۸سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را
  3. شمارهٔ ۵۹ای کرده تباه کار ما را
  4. شمارهٔ ۶۰دو روزه دوریِ آن یار جانی می‌کشد ما را
  5. شمارهٔ ۶۱آفت مرساد داغ ما را
  6. شمارهٔ ۶۲برده ‌است گریه چون موج از دست من عنان را
  7. شمارهٔ ۶۳سبز کردم به گریه هامون را
  8. شمارهٔ ۶۴باز آ و تسلّی بده این دل نگران را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.