پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما

تب بود در شب هجران تو همبستر ما

در هواداری بالای تو خواهیم گریست

آب گو یک قد آدم گذرد از سر ما

هچو آن رشته که شد سوخته پیداست هنوز

پیچ و تاب غم عشق تو ز خاکستر ما

شمعِ فانوس ز همدردی ما لاف مزن

جامه از گرمی تب سوخته شد در بر ما

عاقبت سیل برد خانهٔ ما را واقف

دشمن خانگی ما شده چشم تر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹تیرگی‌های روزگار مرا
  2. شمارهٔ ۳۰بود در زندان غم یک عمر هم‌شیون مرا
  3. شمارهٔ ۳۱مده از کف دل گداخته را
  4. شمارهٔ ۳۲ساختم جمع ز بس بی‌سروسامانی را
  5. شمارهٔ ۳۳عشق آوَرد در کمند مرا
  6. شمارهٔ ۳۴از ناله سوختیم دل زار خویش را
  7. شمارهٔ ۳۵سیل کی شد دچار گریهٔ ما
  8. شمارهٔ ۳۶رحم بر حالم نداری، گریه می‌آید مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.