پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

تیرگی‌های روزگار مرا

برسانید زلف یار مرا

ناله کاری نکرد در دل یار

داد بر باد اعتبار مرا

آمدی با رقیب دست به دست

بردی از دست اختیار مرا

عشقِ ظالم‌طبیعتِ تو گذاشت

بر خرابی، بنای کار مرا

بوسه‌ای ده علی‌الحساب و مپرس

آرزوهای بی‌شمار مرا

خط مددکار شد به طرّه‌ی ناز

تیره‌تر کرد روزگار مرا

ظاهراً آب برد ورنه چه شد

اثر گریه‌های زار مرا

دید گریان مرا و گفت از ناز

گِل مکن خاک ره‌گذار مرا

اشک من لحظه‌ای نیارامید

تا نشست از دلش غبار مرا

یار چون عمر رفت و گفت به من

مکشی هرزه انتظار مرا

هر شب از یاد روی او واقف

گریه پر گل کند کنار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱مده از کف دل گداخته را
  2. شمارهٔ ۳۲ساختم جمع ز بس بی‌سروسامانی را
  3. شمارهٔ ۳۳عشق آوَرد در کمند مرا
  4. شمارهٔ ۳۴از ناله سوختیم دل زار خویش را
  5. شمارهٔ ۳۵سیل کی شد دچار گریهٔ ما
  6. شمارهٔ ۳۶رحم بر حالم نداری، گریه می‌آید مرا
  7. شمارهٔ ۳۷ملک دل زیر و زبر شد پادشاه من بیا
  8. شمارهٔ ۳۸داغ گردیدم از جدایی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.