پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

داغ گردیدم از جدایی‌ها

چیدم این گل ز آشنایی‌ها

غرق خون گشتم از جدایی‌ها

نبرم نام آشنایی‌ها

چون نگین سرنوشت من شد محو

بر در او ز جبهه‌سایی‌ها

خلق را در نظر شوی مه عید

گر کنی شیوه کم‌نمایی‌ها

می‌کند در نماز هم آن شوخ

از ره ناز خوش‌ادایی‌ها

جز گل داغ نیست چون شمعم

سر و سامان خودنمایی‌ها

بر سر کوی مه‌وشان شب و روز

چه کنم طالع‌آزمایی‌ها

دل سرگشته‌ام چو قبله‌نما

کرد سوی تو رهنمایی‌ها

می‌کند تیغ ابرویش واقف

بر سرم جوهرآزمایی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰در شور آور هزارها را
  2. شمارهٔ ۴۱سبک ز بند گران زمانه بیرون آ
  3. شمارهٔ ۴۲ما سپردیم یار جانی را
  4. شمارهٔ ۴۳غم به من دست و گریبان شد، نمی‌پرسی مرا
  5. شمارهٔ ۴۴با اثر یافت چون فغان مرا
  6. شمارهٔ ۴۵تا گرفته است غم عشق گریبان ما را
  7. شمارهٔ ۴۶گو کشد آن نگاه تیز مرا
  8. شمارهٔ ۴۷ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.