پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

در شور آور هزارها را

بنواز به لطف زارها را

از بیم پری‌رخان کشیدیم

کردیم درست کارها را

مژگان جاروب کرده، رفتم

از کوچهٔ یار خارها را

داغی چون داغ خود ندیدم

دیدم همه لاله‌زارها را

داغ است جگر چو برگ لاله

از رشک تو گل‌عذارها را

ساقی دو سه جرعه ده از آن لب

کز دل شوید غبارها را

از جعبهٔ آن مژه خدنگی

کافی است همه شکارها را

یک‌بار نشد دچار افسوس

جستیم تمام غارها را

ای شوخ ازین حساب بگذر

دریاب نفس شمارها را

کیفیت باده بردی از لب

بشکن بشکن خمارها را

واقف آن گل رسید خندان

از سینه برآر خارها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲ما سپردیم یار جانی را
  2. شمارهٔ ۴۳غم به من دست و گریبان شد، نمی‌پرسی مرا
  3. شمارهٔ ۴۴با اثر یافت چون فغان مرا
  4. شمارهٔ ۴۵تا گرفته است غم عشق گریبان ما را
  5. شمارهٔ ۴۶گو کشد آن نگاه تیز مرا
  6. شمارهٔ ۴۷ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا
  7. شمارهٔ ۴۸رفت دل در غمت ز دست مرا
  8. شمارهٔ ۴۹ای کرده خون فراق توام در جگر بیا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.