پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

ناله چون می‌کشم از شعف برد باد مرا

کاشکی ناله‌کشیدن رود از یاد مرا

بس که افسرده‌ام آهنگ ندارد صوتم

در قفس از چه نگه داشته صیاد مرا

همدمی از غم دل دوش چو نی در گوشم

سخنی گفت که آورد به فریاد مرا

دل که بوده است جگرگوشهٔ من آخر کار

قطرهٔ اشک شد و از نظر افتاد مرا

هر شب ای شمع به پیش نظرش می‌سوزی

آتش از رشک تو خواهد به دل افتاد مرا

خویش را می‌کشم از حسرت شیرین‌دهنی

بنمایید ره مشهد فرهاد مرا

غمزهٔ کافر او کرد اسیرم واقف

مؤمنی کو که زدستش کند آزاد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰بود در زندان غم یک عمر هم‌شیون مرا
  2. شمارهٔ ۳۱مده از کف دل گداخته را
  3. شمارهٔ ۳۲ساختم جمع ز بس بی‌سروسامانی را
  4. شمارهٔ ۳۳عشق آوَرد در کمند مرا
  5. شمارهٔ ۳۴از ناله سوختیم دل زار خویش را
  6. شمارهٔ ۳۵سیل کی شد دچار گریهٔ ما
  7. شمارهٔ ۳۶رحم بر حالم نداری، گریه می‌آید مرا
  8. شمارهٔ ۳۷ملک دل زیر و زبر شد پادشاه من بیا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.