پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

مده یا رب دل بیمار کس را

مکن از زندگی بیزار کس را

بت من بعد ازین در پرده می‌باش

که کافر کرده‌ای بسیار کس را

رواج کفر گر می‌داد زلفت

میسر کی شدی زنار کس را

خدایا هرچه خواهی کن ولیکن

به این کافردلان مسپار کس را

همین باشد دعای ما فقیران

که با خوبان نیفتد کار کس را

چو شمع بزم حسنت آفریدند

مسوز از حسرت دیدار کس را

مکن ای ماه قتل‌عام در شهر

برای عاشقی بگذار کس را

ندارد تاب درد رشک واقف

نخواهم از غمش بیمار کس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ابر گرید به اشکباری ما
  2. شمارهٔ ۱۷ز حد گذشت شب هجر بس که زاری ما
  3. شمارهٔ ۱۸عشق تو چنان گرفت ما را
  4. شمارهٔ ۱۹پرورد گرچه عشق به خون جگر مرا
  5. شمارهٔ ۲۰یار تا از نظر افکند مرا
  6. شمارهٔ ۲۱به گریه‌ای که ندارد اثر چه‌کار مرا
  7. شمارهٔ ۲۲به زاری سپردم چنان بی‌تو جان را
  8. شمارهٔ ۲۳محفل‌افروز بکن جلوهٔ یغمایی را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.