پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

یار تا از نظر افکند مرا

بی‌کسی دربه‌در افکند مرا

چون زنم آه که مژگان کسی

رخنه‌ها در جگر افکند مرا

کوه تمکین تو ای سنگین‌دل

عاقبت از کمر افکند مرا

یک قدم پیروی دل کردم

در جهانی دگر افکند مرا

هستی‌ام بود نقاب رخ دوست

خوب کرد آنکه بر افکند مرا

شکر افتادگی‌ام باید کرد

که بر آن خاک درافکند مرا

وای بر چشم من بی‌خود وای

گریهٔ بی‌اثر افکند مرا

من به دامت نه ز خود افتادم

که قضا و قدر افکند مرا

چه کنم آه که بی‌تابی دل

از دل او به در افکند مرا

دارم امید که بر دار دیار

ناامیدی اگر افکند مرا

واقف آخر به زبان مردم

دیده ای پرده درافکند مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲به زاری سپردم چنان بی‌تو جان را
  2. شمارهٔ ۲۳محفل‌افروز بکن جلوهٔ یغمایی را
  3. شمارهٔ ۲۴یا به من ده دل غمین مرا
  4. شمارهٔ ۲۵یار از حد گذرانید خودآرایی را
  5. شمارهٔ ۲۶غم چه استاده‌ای تو بر در ما
  6. شمارهٔ ۲۷هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما
  7. شمارهٔ ۲۸ناله چون می‌کشم از شعف برد باد مرا
  8. شمارهٔ ۲۹تیرگی‌های روزگار مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.