پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

یا به من ده دل غمین مرا

یا شنو نالهٔ حزین مرا

تا که نزدیک آمدی بستی

دیدهٔ عقل دوربین مرا

اشک چون طفل شوخ می‌گیرد

گاه دامن گه آستین مرا

گرچه روشن نمی‌کند شب من

بد مگویید مه‌جبین مرا

بر سرم پا گذاشتی از لطف

آسمان ساختی زمین مرا

من ز احسان آب دیده ترم

کز دلت شست گرد کین مرا

گر چنین رو تُرُش کنی با من

سرکه گردانی انگبین مرا

به چه جرم ای نگار خونین‌دست

جوی خون کردی آستین مرا

بر درت مرد واقف از بس حزن

تو نگفتی چه شد حزین مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶غم چه استاده‌ای تو بر در ما
  2. شمارهٔ ۲۷هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما
  3. شمارهٔ ۲۸ناله چون می‌کشم از شعف برد باد مرا
  4. شمارهٔ ۲۹تیرگی‌های روزگار مرا
  5. شمارهٔ ۳۰بود در زندان غم یک عمر هم‌شیون مرا
  6. شمارهٔ ۳۱مده از کف دل گداخته را
  7. شمارهٔ ۳۲ساختم جمع ز بس بی‌سروسامانی را
  8. شمارهٔ ۳۳عشق آوَرد در کمند مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.