پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

بتان ز بس‌که به دل خانه کرده‌اند مرا

قسم به کعبه که بتخانه کرده‌اند ‌مرا

خجل ز انجمنم، شرمسار از چمنم

نه عندلیب، نه پروانه کرده‌اند مرا

نه فکر آخرتی نی تلاش دنیایی

چه دولت است که دیوانه کرده‌اند مرا

کجا روم به که گویم که خردسالی چند

خرابِ بازیِ طفلانه کرده‌اند مرا

نمی‌کنند به سنگی نوازشم طفلان

به هرزه بهر چه دیوانه کرده‌اند مرا

برای من چه نهی خال عارضی بر رخ

اسیر دام تو بی‌دانه کرده‌اند مرا

به شور گریه چه سازم که آتشین‌خویان

کباب جلوهٔ مستانه کرده‌اند مرا

چرا به خرد و بزرگ زمانه بنشینم

ندیم شیشه و پیمانه کرده‌اند مرا

چرا نه شکوه کنم از شکرلبان واقف

که زهر چشم به پیمانه کرده‌اند مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴مده یا رب دل بیمار کس را
  2. شمارهٔ ۱۵تا کی خرد ز وسوسه در خون کشد مرا
  3. شمارهٔ ۱۶ابر گرید به اشکباری ما
  4. شمارهٔ ۱۷ز حد گذشت شب هجر بس که زاری ما
  5. شمارهٔ ۱۸عشق تو چنان گرفت ما را
  6. شمارهٔ ۱۹پرورد گرچه عشق به خون جگر مرا
  7. شمارهٔ ۲۰یار تا از نظر افکند مرا
  8. شمارهٔ ۲۱به گریه‌ای که ندارد اثر چه‌کار مرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.