فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ از تو همین تواضع عامی مرا بس است
- شمارهٔ ۶۲ آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
- شمارهٔ ۶۳ خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
- شمارهٔ ۶۴ آنکس که مرا از نظر انداخته اینست
- شمارهٔ ۶۵ ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
- شمارهٔ ۶۶ مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
- شمارهٔ ۶۷ یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
- شمارهٔ ۶۸ بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
- شمارهٔ ۶۹ ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
- شمارهٔ ۷۰ تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
- شمارهٔ ۷۱ مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
- شمارهٔ ۷۲ ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
- شمارهٔ ۷۳ همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
- شمارهٔ ۷۴ کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
- شمارهٔ ۷۵ قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
- شمارهٔ ۷۶ باز این عتاب و شیوهٔ عاشقگداز چیست
- شمارهٔ ۷۷ زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
- شمارهٔ ۷۸ خندهات برما و بر داغ دل درمانده چیست
- شمارهٔ ۷۹ مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
- شمارهٔ ۸۰ وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
- شمارهٔ ۸۱ سوزِ تبِ فراقِ تو درمانپذیر نیست
- شمارهٔ ۸۲ کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
- شمارهٔ ۸۳ دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
- شمارهٔ ۸۴ وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
- شمارهٔ ۸۵ جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
- شمارهٔ ۸۶ یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
- شمارهٔ ۸۷ چه لطفها که در این شیوهٔ نهانی نیست
- شمارهٔ ۸۸ طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
- شمارهٔ ۸۹ تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
- شمارهٔ ۹۰ عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
- شمارهٔ ۹۱ پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
- شمارهٔ ۹۲ مینماید چند روزی شد که آزاریت هست
- شمارهٔ ۹۳ بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
- شمارهٔ ۹۴ قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
- شمارهٔ ۹۵ میتوانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست
- شمارهٔ ۹۶ شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
- شمارهٔ ۹۷ تو جفا کن که از این سویْ وفاداری هست
- شمارهٔ ۹۸ اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هست
- شمارهٔ ۹۹ از عرض نیازم چه بلا بیخبرش داشت
- شمارهٔ ۱۰۰ از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
- شمارهٔ ۱۰۱ رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
- شمارهٔ ۱۰۲ ز پیش دیده تا جانان من رفت
- شمارهٔ ۱۰۳ به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
- شمارهٔ ۱۰۴ گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
- شمارهٔ ۱۰۵ ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
- شمارهٔ ۱۰۶ گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
- شمارهٔ ۱۰۷ تو منکری ولیک به من مهربانیت
- شمارهٔ ۱۰۸ نویدِ آشنایی میدهد چشمِ سخنگویت
- شمارهٔ ۱۰۹ هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
- شمارهٔ ۱۱۰ هجران رفیقِ بختِ زبونِ کسی مباد
- شمارهٔ ۱۱۱ تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد
- شمارهٔ ۱۱۲ خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد
- شمارهٔ ۱۱۳ عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد
- شمارهٔ ۱۱۴ باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
- شمارهٔ ۱۱۵ غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
- شمارهٔ ۱۱۶ شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
- شمارهٔ ۱۱۷ باده کو تا خرد، این دعوی بیجا ببَرد
- شمارهٔ ۱۱۸ دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
- شمارهٔ ۱۱۹ به زیرِ لب حدیثِ تلخ کـآن بیدادگر دارد
- شمارهٔ ۱۲۰ به تنگ آمد دلم یک خنجرِ کاری طمع دارد
متن اشعار به نقل از گنجور.