پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی

وحشی بافقی

غزلیات

۳۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ از تو همین تواضع عامی مرا بس است
  2. شمارهٔ ۶۲ آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
  3. شمارهٔ ۶۳ خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
  4. شمارهٔ ۶۴ آنکس که مرا از نظر انداخته اینست
  5. شمارهٔ ۶۵ ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
  6. شمارهٔ ۶۶ مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
  7. شمارهٔ ۶۷ یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
  8. شمارهٔ ۶۸ بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  9. شمارهٔ ۶۹ ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  10. شمارهٔ ۷۰ تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  11. شمارهٔ ۷۱ مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  12. شمارهٔ ۷۲ ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  13. شمارهٔ ۷۳ همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  14. شمارهٔ ۷۴ کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  15. شمارهٔ ۷۵ قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  16. شمارهٔ ۷۶ باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست
  17. شمارهٔ ۷۷ زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  18. شمارهٔ ۷۸ خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست
  19. شمارهٔ ۷۹ مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
  20. شمارهٔ ۸۰ وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  21. شمارهٔ ۸۱ سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  23. شمارهٔ ۸۳ دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  25. شمارهٔ ۸۵ جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
  26. شمارهٔ ۸۶ یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
  27. شمارهٔ ۸۷ چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
  28. شمارهٔ ۸۸ طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
  31. شمارهٔ ۹۱ پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
  32. شمارهٔ ۹۲ می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست
  33. شمارهٔ ۹۳ بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
  34. شمارهٔ ۹۴ قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
  35. شمارهٔ ۹۵ می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست
  36. شمارهٔ ۹۶ شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
  37. شمارهٔ ۹۷ تو جفا کن که از این سویْ وفاداری هست
  38. شمارهٔ ۹۸ اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هست
  39. شمارهٔ ۹۹ از عرض نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت
  40. شمارهٔ ۱۰۰ از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
  41. شمارهٔ ۱۰۱ رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ز پیش دیده تا جانان من رفت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
  44. شمارهٔ ۱۰۴ گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
  45. شمارهٔ ۱۰۵ ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
  46. شمارهٔ ۱۰۶ گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تو منکری ولیک به من مهربانیت
  48. شمارهٔ ۱۰۸ نویدِ آشنایی می‌دهد چشمِ سخن‌گویت
  49. شمارهٔ ۱۰۹ هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ هجران رفیقِ بختِ زبونِ کسی مباد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ باده کو تا خرد، این دعوی بیجا ببَرد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ به زیرِ لب حدیثِ تلخ کـآن بیدادگر دارد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ به تنگ آمد دلم یک خنجرِ کاری طمع دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.