پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست

بر ابرو این‌همه گرهِ نیم‌باز چیست

زهرم دهند یا شکر آن چشم و لب بگو

امرِ کرشمهٔ تو و فرمانِ ناز چیست

ما خود بسوختیم در اول نگاهِ گرم

این شعلهٔ تغافلِ طاقت‌گداز چیست

از ما اگر کناره کنی حایلی بکن

اما نگاه را ز نگار احتراز چیست

یک زخمِ دورباش چو کوته‌نظر نخورد

پس مدعا از این مژه‌های دراز چیست

این لطف‌ها که صرف دگرها ست کو یکی

تا بنگرد که عجز کدام و نیاز چیست

وحشی همیشه رازِ تو فاش از زبانِ تو ست

باز این سخن‌گزاری و افشای راز چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست
  2. شمارهٔ ۷۹مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
  3. شمارهٔ ۸۰وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  4. شمارهٔ ۸۱سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
  5. شمارهٔ ۸۲کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  6. شمارهٔ ۸۳دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  7. شمارهٔ ۸۴وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  8. شمارهٔ ۸۵جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.