پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست

گریه‌ات بر حال ماگر نیست باری خنده چیست

از قدح نوشیدن پنهانیش با دیگران

گر نمی‌داند که آگاهم چنین شرمنده چیست

از نکو خواهیست با او پند مهرآمیز من

ورنه از این گفت و گو سود و زیان بنده چیست

محتسب در جستن می پردهٔ ما می‌درد

مدعایش دیگر از این جستجوی گنده چیست

سال نو آمد غم بیهوده خوردن خوب نیست

می بخور وحشی خدا داند که در آینده چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  2. شمارهٔ ۸۱سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
  3. شمارهٔ ۸۲کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  4. شمارهٔ ۸۳دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  5. شمارهٔ ۸۴وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  6. شمارهٔ ۸۵جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
  7. شمارهٔ ۸۶یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
  8. شمارهٔ ۸۷چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.