پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست

بد میرود این راه و روش هیچ نکو نیست

دوری نگزیند ز رقیبان سر مویی

با ما کشش خاطر او یک سر مو نیست

پیش تو سبب چیست که ما کم ز رقیبیم

آیین وفاداری ما خود کم ازو نیست

گویی سخن از مهر به هر بی ره و رویی

هیچت ز هم‌آوازی این طایفه رو نیست

زین در برود گر غرضت رفتن وحشیست

حاجت به تغافل زدن و تندی خو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
  2. شمارهٔ ۸۸طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
  3. شمارهٔ ۸۹تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
  4. شمارهٔ ۹۰عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
  5. شمارهٔ ۹۱پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
  6. شمارهٔ ۹۲می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست
  7. شمارهٔ ۹۳بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
  8. شمارهٔ ۹۴قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.