پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

یک التفات ز فرماندهان نازم نیست

ز دور رخصت یک سجدهٔ نیازم نیست

منه به گوشهٔ طاق بلند استغنا

کلید وصل ، که دستی چنان درازم نیست

خلاف عادت پروانه خواهد از من شمع

و گرنه ز آتش سوزنده احترازم نیست

مرا به کنگرهٔ وصل او صلا مزنید

که آن پری که شما دیده‌اید بازم نیست

حدیث ترک وفا گو زبان به صرفه بگو

که اعتماد بر این صبر حیله سازم نیست

صلاح کار در انکار عشق بینم لیک

تحملی که بود پرده پوش رازم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
  2. شمارهٔ ۸۹تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
  3. شمارهٔ ۹۰عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
  4. شمارهٔ ۹۱پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
  5. شمارهٔ ۹۲می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست
  6. شمارهٔ ۹۳بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
  7. شمارهٔ ۹۴قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
  8. شمارهٔ ۹۵می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.