پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست

امتحانِ صبرِ خود کردم شکیباییم هست

حفظِ ناموسِ تو منظور است می‌دانی تو هم

ورنه صد تقریبِ خوب از بهرِ رسواییم هست

سویِ تو گویم نخواهد آمد اما می‌شنو

ایستاده بر درِ دل صد تقاضاییم هست

نی همین دادِ تغافل می‌دهد خودرایِ من

اندکی هم در مقامِ رشک‌فرماییم هست

گر شراب این است کـاندر کاسهٔ من می‌رود

پر خماری در پیِ این باده‌پیماییم هست

گرچه هیچم نیستم همچون رقیبان دربه‌در

امتیازی از هوسناکانِ هرجاییم هست

وحشی ام من کی مرا وحشت گذارد پیشِ تو

گرچه می‌دانم که در بزمِ تو گنجاییم هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷تو جفا کن که از این سویْ وفاداری هست
  2. شمارهٔ ۹۸اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هست
  3. شمارهٔ ۹۹از عرض نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت
  4. شمارهٔ ۱۰۰از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
  5. شمارهٔ ۱۰۱رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
  6. شمارهٔ ۱۰۲ز پیش دیده تا جانان من رفت
  7. شمارهٔ ۱۰۳به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
  8. شمارهٔ ۱۰۴گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.