پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

تو جفا کن که از این سویْ وفاداری هست

طاقت و صبرِ مرا حوصلهٔ خواری هست

با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکَشد

کز من و جان منش نیز مددکاری هست

می‌خرم مایهٔ هر شِکوَه به صد شُکر ز تو

من خریدار، گرت جنس دل‌آزاری هست

گَرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند

آن که در قید کسش، ذوق گرفتاری هست

ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل

ور نه در شهر بسی لعبت بازاری هست

شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی

که درازست شب حسرت و بیداری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹از عرض نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت
  2. شمارهٔ ۱۰۰از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
  3. شمارهٔ ۱۰۱رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
  4. شمارهٔ ۱۰۲ز پیش دیده تا جانان من رفت
  5. شمارهٔ ۱۰۳به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
  6. شمارهٔ ۱۰۴گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
  7. شمارهٔ ۱۰۵ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
  8. شمارهٔ ۱۰۶گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.