پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

مست آمدی که موجب چندین ملال چیست

هشیار چون شوی به تو گویم که حال چیست

من حرف می کشیدن اغیار می‌زنم

آن مست ناز را عرق انفعال چیست

خنجر کشی که ما ز تو قطع نظر کنیم

کی می‌بریم از تو ، ترا در خیال چیست

از دشت هجر می‌رسم آگاهیم دهید

وضع نشست و خاست به بزم وصال چیست

وحشی مپرس مسأله عاشقی ز من

مفتی منم به دین محبت سؤال چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
  2. شمارهٔ ۸۲کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  3. شمارهٔ ۸۳دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  4. شمارهٔ ۸۴وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  5. شمارهٔ ۸۵جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
  6. شمارهٔ ۸۶یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
  7. شمارهٔ ۸۷چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
  8. شمارهٔ ۸۸طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.