پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد

آزرده‌دلان را سر گلگشت چمن نیست

از آتش سودای تو و خارِ جفایت

آن کیست که با داغ نو و ریش کهن نیست

بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست

اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست

در حَشْر چو بینند بدانند که وحشیست

آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
  2. شمارهٔ ۸۶یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
  3. شمارهٔ ۸۷چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
  4. شمارهٔ ۸۸طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
  5. شمارهٔ ۸۹تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
  6. شمارهٔ ۹۰عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
  7. شمارهٔ ۹۱پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
  8. شمارهٔ ۹۲می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.