پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

زهر در چشم و چین بر ابرو چیست

باز فرمان تندی خو چیست

غیر ازین کآمدیم و خوار شدیم

گنه ما درین سر کو چیست

چون به ما زین بتر شوی که شدی

غرض مردم غرض گو چیست

گل تو خارهای خود راییست

بار تو ای نهال خودرو چیست

از دو سو بود این کشش ز نخست

این زمان جرمهای یکسو چیست

حسن و عشقند از دو سو در کار

جرم چشم من و لب او چیست

صبر وحشی به غمزه می‌سنجد

تیر در جان من ترازو چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
  2. شمارهٔ ۸۰وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  3. شمارهٔ ۸۱سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
  4. شمارهٔ ۸۲کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  5. شمارهٔ ۸۳دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
  6. شمارهٔ ۸۴وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  7. شمارهٔ ۸۵جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
  8. شمارهٔ ۸۶یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.