پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست

در خاطرت سواری طرز نگاه کیست

خوش پر فرح زمینی و خرم گذرگهیست

آنجا که جلوه می‌کند و جلوه گاه کیست

سر کرد ناز و فتنه و عالم فرو گرفت

شاه کدام عرصه گذشت این سپاه کیست

خوش کشوری که او علم داد می‌زند

ای من گدای کشور او پادشاه کیست

وحشی نهفته نیست که آن گرم رو که بود

این آتش نهفته که زد شعله آه کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  2. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  3. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  4. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  5. شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  6. شمارهٔ ۷۶باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست
  7. شمارهٔ ۷۷زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  8. شمارهٔ ۷۸خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.