پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست

یاران همه کردند سفر بودن ما چیست

بشتاب رفیقا که عزیزان همه رفتند

ساکن شدن و راه نپیمودن ما چیست

ای چرخ همان گیر که از جور تو مردیم

هر دم المی بر الم افزودن ما چیست

گر زخم غمی بر جگر ریش نداریم

رخساره به خون جگر آلودن ما چیست

وحشی چو تغافل زده از ما گذرد یار

افتادن و بر خاک جبین سودن ما چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  2. شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  3. شمارهٔ ۷۶باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست
  4. شمارهٔ ۷۷زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  5. شمارهٔ ۷۸خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست
  6. شمارهٔ ۷۹مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
  7. شمارهٔ ۸۰وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  8. شمارهٔ ۸۱سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.