پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست

رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست

تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم

تا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست

بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ او

از گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست

داغی که روغنم بچکاند ز استخوان

با آتش زبانه کش شمع روی کیست

پای طلب که در رهش الماس گرد شد

تقدیر سودنش به تک و پوی کوی کیست

دل را کمند شوق که خواهد گلو فشرد

آن پیچ و تاب تعبیه در تار موی کیست

وحشی علاج این دل و طبع فسرده حال

شغل مزاج گرم که و کار خوی کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  2. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  3. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  4. شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  5. شمارهٔ ۷۶باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست
  6. شمارهٔ ۷۷زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  7. شمارهٔ ۷۸خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست
  8. شمارهٔ ۷۹مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.