پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست

با رد و قبول تو چه نقص و چه کمالست

گیرم که جهان آتش سوزنده بگیرد

بی آب شود جوهر یاقوت محالست

اینجا سر بازارچهٔ لعل فروشیست

مگشا سر صندوق که پر سنگ و سفالست

مارا به هما دعوی پرواز بلند است

باری تو چه مرغی و کدامت پر و بالست

با بلبل خوش لهجهٔ این باغ چه لافد

سوسن به زبان آوری خویش که لالست

خوش باشد اگر هست کسی را سر پیکار

ناورد گه ما سر میدان خیالست

خاموش نشین وحشی اگر صاحب حالی

کاینها که تو گفتی و شنیدی همه قالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
  2. شمارهٔ ۶۸بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  3. شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  4. شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  5. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  6. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  7. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  8. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.