پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست

باز این تدبیر بهرِ جانِ بی‌تدبیرِ کیست

دستِ یاري کـآستین مالیده جیبِ ما گرفت

جیبِ ما بگذاشت، تا دیگر گریبان‌گیرِ کیست

ای خدنگِ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکی

تا بداند جانِ ما آماجگاهِ تیرِ کیست

این غرورِ ناز یاد از بندیِ نو می‌دهد

حسن را در دستِ استغنا سرِ زنجیرِ کیست

بنده‌ای چون من که خواهد از تو قیمت یک نگاه

آورد گر دیگری در بیعش از تقصیرِ کیست

نام گو موقوف کن وحشی که این طومارِ شوق

هست گویا کز زبانِ عجزِ بی‌تأثیرِ کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  2. شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  3. شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  4. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  5. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  6. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  7. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  8. شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.