پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟

با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟

ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا

تا با که ، دوست گشته و همداستان کیست ؟

تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد

وز مهر با که دم زند و مهربان کیست ؟

آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخ

یارب نهاده گوش به سوی دهان کیست ؟

وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غم

آنک از غم فراق نفرسود جان کیست ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  2. شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  3. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  4. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  5. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  6. شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  7. شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  8. شمارهٔ ۷۶باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.