پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

آنکس که مرا از نظر انداخته اینست

اینست که پامال غمم ساخته، اینست

شوخی که برون آمده شب مست و سرانداز

تیغم زده و کشته و نشناخته، اینست

ترکی که ازو خانهٔ من رفته به تاراج

اینست که از خانه برون تاخته اینست

ماهی که بود پادشه خیل نکویان

اینست که از ناز قد افراخته، اینست

وحشی که به شطرنج غم و نرد محبت

یکباره متاع دل و دین باخته اینست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
  2. شمارهٔ ۶۷یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
  3. شمارهٔ ۶۸بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  4. شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  5. شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  6. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  7. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
  8. شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.