پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست

یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست

بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو

آسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست

جایی که بود خاک به سد عزت سرمه

بیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست

با خاک من آمیخته خونابهٔ حسرت

زین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست

میلم همه جاییست که خواری همه آنجاست

با خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست

وحشی نرود از در جانان به سد آزار

در اصل چنین آمده‌ام ، خصلتم اینست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
  2. شمارهٔ ۶۶مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
  3. شمارهٔ ۶۷یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
  4. شمارهٔ ۶۸بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  5. شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  6. شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
  7. شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
  8. شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.