پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ تا بدیدم زلف عنبرسای تو
  2. شمارهٔ ۳۶۲ ای ببرده آب آتش روی تو
  3. شمارهٔ ۳۶۳ باد عنبر برد خاک کوی تو
  4. شمارهٔ ۳۶۴ گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
  5. شمارهٔ ۳۶۵ ای خواب ز چشم من برون شو
  6. شمارهٔ ۳۶۶ خه خه ای جان علیک عین‌الله
  7. شمارهٔ ۳۶۷ ای قوم مرا رنجه مدارید علی‌الله
  8. شمارهٔ ۳۶۸ ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
  9. شمارهٔ ۳۶۹ ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
  10. شمارهٔ ۳۷۰ من نه ارزیزم ز کان انگیخته
  11. شمارهٔ ۳۷۱ ای نقاب از روی ماه آویخته
  12. شمارهٔ ۳۷۲ بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  13. شمارهٔ ۳۷۳ آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
  14. شمارهٔ ۳۷۴ ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
  15. شمارهٔ ۳۷۵ ای من مه نو به روی تو دیده
  16. شمارهٔ ۳۷۶ ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
  17. شمارهٔ ۳۷۷ ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
  18. شمارهٔ ۳۷۸ زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  19. شمارهٔ ۳۷۹ از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  20. شمارهٔ ۳۸۰ دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  21. شمارهٔ ۳۸۱ پر کن صنما هلاقنینه
  22. شمارهٔ ۳۸۲ جان جز پیش خود چمانه منه
  23. شمارهٔ ۳۸۳ گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  24. شمارهٔ ۳۸۴ سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
  25. شمارهٔ ۳۸۵ عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
  26. شمارهٔ ۳۸۶ این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای
  27. شمارهٔ ۳۸۷ ای جان و جهان من کجایی
  28. شمارهٔ ۳۸۸ جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
  29. شمارهٔ ۳۸۹ ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
  30. شمارهٔ ۳۹۰ از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی
  31. شمارهٔ ۳۹۱ ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
  32. شمارهٔ ۳۹۲ ای پیشهٔ تو جفانمایی
  33. شمارهٔ ۳۹۳ ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
  34. شمارهٔ ۳۹۴ آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
  35. شمارهٔ ۳۹۵ بتا پای این ره نداری چه پویی
  36. شمارهٔ ۳۹۶ کودکی داشتم خراباتی
  37. شمارهٔ ۳۹۷ ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
  38. شمارهٔ ۳۹۸ غالیه بر عاج برآمیختی
  39. شمارهٔ ۳۹۹ باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
  40. شمارهٔ ۴۰۰ تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
  41. شمارهٔ ۴۰۱ اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
  42. شمارهٔ ۴۰۲ دلا تا کی سر گفتار داری
  43. شمارهٔ ۴۰۳ آن دلبر عیار من ار یار منستی
  44. شمارهٔ ۴۰۴ یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
  45. شمارهٔ ۴۰۵ صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
  46. شمارهٔ ۴۰۶ ای راه تو را دلیل دردی
  47. شمارهٔ ۴۰۷ تا معتکف راه خرابات نگردی
  48. شمارهٔ ۴۰۸ زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
  49. شمارهٔ ۴۰۹ زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
  50. شمارهٔ ۴۱۰ دلم بردی و جان بر کار داری
  51. شمارهٔ ۴۱۱ روی چو ماه داری زلف سیاه داری
  52. شمارهٔ ۴۱۲ ای آنکه رخ چو ماه داری
  53. شمارهٔ ۴۱۳ انصاف بده که نیک یاری
  54. شمارهٔ ۴۱۴ در ره‌روی عشق چه میری چه اسیری
  55. شمارهٔ ۴۱۵ عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
  56. شمارهٔ ۴۱۶ نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
  57. شمارهٔ ۴۱۷ چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ای گل آبدار نوروزی
  59. شمارهٔ ۴۱۹ ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
  60. شمارهٔ ۴۲۰ لؤلؤ خوشاب من از چنگ شد یک‌بارگی

متن اشعار به نقل از گنجور.