پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای

این چه شورست که ناگاه برانگیخته‌ای

خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر

تا تو غایب شده‌ای از من و بگریخته‌ای

رخ زردم به گلی ماند نایافته آب

کابرویم همه از روی فرو ریخته‌ای

چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت

تا بدانم که تو در دام که آویخته‌ای

پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو

که تو شمشاد به گلبرگ برآمیخته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
  2. شمارهٔ ۳۸۹ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
  3. شمارهٔ ۳۹۰از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی
  4. شمارهٔ ۳۹۱ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
  5. شمارهٔ ۳۹۲ای پیشهٔ تو جفانمایی
  6. شمارهٔ ۳۹۳ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
  7. شمارهٔ ۳۹۴آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
  8. شمارهٔ ۳۹۵بتا پای این ره نداری چه پویی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.