پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ احسنت و زه ای نگار زیبا
  2. شمارهٔ ۲ جمالت کرد جانا هست ما را
  3. شمارهٔ ۳ بندهٔ یک دل منم بند قبای ترا
  4. شمارهٔ ۴ باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را
  5. شمارهٔ ۵ باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را
  6. شمارهٔ ۶ می ده ای ساقی که می به درد عشق‌آمیز را
  7. شمارهٔ ۷ جادوان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
  8. شمارهٔ ۸ انعم‌الله صباح ای پسرا
  9. شمارهٔ ۹ ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
  10. شمارهٔ ۱۰ در ده پسرا می مُروَّق را
  11. شمارهٔ ۱۱ چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را
  12. شمارهٔ ۱۲ مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل را
  13. شمارهٔ ۱۳ ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
  14. شمارهٔ ۱۴ ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
  15. شمارهٔ ۱۵ مَن کِیَ‌ام کاندیشهٔ تو هم‌نَفَس باشَد مَرا؟
  16. شمارهٔ ۱۶ نیست بی‌دیدار تو در دل شکیبایی مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ ای به بر کرده بی وفایی را
  18. شمارهٔ ۱۸ مرحبا مرحبا برای هلالا
  19. شمارهٔ ۱۹ ای همه خوبی در آغوش شما
  20. شمارهٔ ۲۰ ای ز عشقت روح را آزارها
  21. شمارهٔ ۲۱ ای از بنفشه ساخته بر گل مثال‌ها
  22. شمارهٔ ۲۲ ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها
  23. شمارهٔ ۲۳ فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
  24. شمارهٔ ۲۴ از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب
  25. شمارهٔ ۲۵ ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
  26. شمارهٔ ۲۶ دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
  27. شمارهٔ ۲۷ این رنگ نگر که زلفش آمیخت
  28. شمارهٔ ۲۸ تا نقش خیال دوست با ماست
  29. شمارهٔ ۲۹ از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
  30. شمارهٔ ۳۰ ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرت‌ست
  31. شمارهٔ ۳۱ ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
  32. شمارهٔ ۳۲ تا گل لعل روی بنمودست
  33. شمارهٔ ۳۳ این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست
  34. شمارهٔ ۳۴ تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
  35. شمارهٔ ۳۵ ماه شب گمرهان عارض زیبای تست
  36. شمارهٔ ۳۶ بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
  37. شمارهٔ ۳۷ تا بدیدم بتکده بی بت، دلم آتشکده‌است
  38. شمارهٔ ۳۸ ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تو راست
  39. شمارهٔ ۳۹ هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست
  40. شمارهٔ ۴۰ راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکل‌ست
  41. شمارهٔ ۴۱ ای پر دُر گوش من ز چنگت
  42. شمارهٔ ۴۲ توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
  43. شمارهٔ ۴۳ زان چشم پر از خمار سرمست
  44. شمارهٔ ۴۴ دوست چنان باید کان منست
  45. شمارهٔ ۴۵ تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
  46. شمارهٔ ۴۶ ای جان جهان! کبر تو هر روز فزون‌ست
  47. شمارهٔ ۴۷ ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست
  48. شمارهٔ ۴۸ دارم سر خاک پایت ای دوست
  49. شمارهٔ ۴۹ روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
  50. شمارهٔ ۵۰ گر تو پنداری که جز تو غم‌گسار‌م نیست‌، هست
  51. شمارهٔ ۵۱ گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
  52. شمارهٔ ۵۲ کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
  53. شمارهٔ ۵۳ ای ساقی می بیار پیوست
  54. شمارهٔ ۵۴ سبب عاشقان نه نیکوییست
  55. شمارهٔ ۵۵ نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست
  56. شمارهٔ ۵۶ ماه‌رویا! گرد آن رخ زلف چون زنجیر چیست؟
  57. شمارهٔ ۵۷ عشقْ بازیچه و حکایت نیست
  58. شمارهٔ ۵۸ ای پسر! عشق را بدایت نیست
  59. شمارهٔ ۵۹ هرکه را دردِ بی‌نهایت نیست
  60. شمارهٔ ۶۰ چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.