پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت

بی عدد از دیدگانم اشگ فرو ریخت

دست یکی کرد با صبوری و خوابم

آن ز دل از دو دیده یکسر بگریخت

باد جدا کرد زلفکان تو از هم

مشک سیه با گل سپید برآمیخت

مشک همی بیخت زلف تو همه شب دوش

اشگ همی بیختم چو مشک همی بیخت

بس بود این باد سرد باده نخواهم

کش دل مسکین به دام ذره در آویخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸تا نقش خیال دوست با ماست
  2. شمارهٔ ۲۹از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
  3. شمارهٔ ۳۰ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرت‌ست
  4. شمارهٔ ۳۱ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
  5. شمارهٔ ۳۲تا گل لعل روی بنمودست
  6. شمارهٔ ۳۳این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست
  7. شمارهٔ ۳۴تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
  8. شمارهٔ ۳۵ماه شب گمرهان عارض زیبای تست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.