پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

این رنگ نگر که زلفش آمیخت

وین فتنه نگر که چشمش انگیخت

وین عشوه‌نگر که چشم او داد

دل برد و به جانم اندر آمیخت

بگریخت دلم ز تیر مژگانش

در دام سر دو زلفش آویخت

افتاد به دام زلف آن بت

هر دل که ز چشمکانش بگریخت

بفروخت دل من آتش عشق

وانگاه بدین سرم فرو ریخت

بر خاک نهم به پیش آن روی

کین عشق مرا چو خاک بر بیخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
  2. شمارهٔ ۳۰ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرت‌ست
  3. شمارهٔ ۳۱ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
  4. شمارهٔ ۳۲تا گل لعل روی بنمودست
  5. شمارهٔ ۳۳این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست
  6. شمارهٔ ۳۴تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
  7. شمارهٔ ۳۵ماه شب گمرهان عارض زیبای تست
  8. شمارهٔ ۳۶بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.