پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست

بر دو لب هم درد و هم درمان تراست

گر دو صد یعقوب داری زیبدت

کانچه یوسف داشت صد چندان تراست

خندهٔ تو چون دم عیساست کو

هر چه در لب داشت در دندان تراست

چند گویی کان و کان یک ره ببین

کانچه در کانست در ارکان تراست

چند گویی جان و جان یک دم بخند

کانچه در جانست در مرجان تراست

از لطیفی آنت جان خواند از آنک

هر چه آنرا خواند جان بتوان تراست

هر زمان گویی همی چوگان من

گوی از آن کیست گر چوگان تراست

چون همی دانی که میدان آن تست

گوی هم می دان که در میدان تراست

بنده گر خوبست گر زشت آن تست

عاشق ار دانا و گر نادان تراست

صورت ار با تو نباشد گو مباش

خاک بر سر جسم را چون جان تراست

من ترا هرگز بنگذارم ولیک

گر تو بگذاری مرا فرمان تراست

هیچ مرغ آسان سنایی را نیافت

دولتِ مرغی که، این آسان‌ تراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تو راست
  2. شمارهٔ ۳۹هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست
  3. شمارهٔ ۴۰راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکل‌ست
  4. شمارهٔ ۴۱ای پر دُر گوش من ز چنگت
  5. شمارهٔ ۴۲توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
  6. شمارهٔ ۴۳زان چشم پر از خمار سرمست
  7. شمارهٔ ۴۴دوست چنان باید کان منست
  8. شمارهٔ ۴۵تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.