پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست

صیدیست بس شگرف نه در خورد شست ماست

میدان مهر او نه به کام سمند ماست

درع وفای او نه به بالای پست ماست

دیریست تا به یادش می نوش می‌کنم

کس را نگفت او که فلان مرد مست ماست

با پاسبان کویش در خاک می‌رویم

هر چند فرق فرقد جای نشست ماست

چون مات برد ماست همه کس حریف ماست

وانجا که نیستیست همه عین هست ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
  2. شمارهٔ ۳۲تا گل لعل روی بنمودست
  3. شمارهٔ ۳۳این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست
  4. شمارهٔ ۳۴تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
  5. شمارهٔ ۳۵ماه شب گمرهان عارض زیبای تست
  6. شمارهٔ ۳۶بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
  7. شمارهٔ ۳۷تا بدیدم بتکده بی بت، دلم آتشکده‌است
  8. شمارهٔ ۳۸ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تو راست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.